خاطرات پسری




عسل من

عاشق بازی کردن هستی گلم،یه سری از بازی ها رو هم خودت اختراع کردی

- مثلا روروئک ات رو هل میدی مثل واکر و اسباب بازی یا هویجت رو می گذاری رو میزش یعد میندازیش پایین

دوباره میاریش بالا و دوباره ادسر.

- فکر می کنی وسیله ی مورد علاقه ات چیه ؟ !

پشه کش !!

یه دونه قرمزش تو خونه مامانی اینا و یه دونه بنفش یاسیش تو خونه خودمون

وقتی هم که می خوایش و پیداش نمی کنی دور تا دور خونه رو می گردی و

دستت رو تکون میدی و می گی " ایس "

- اجو بازیت خیلی با نمکههههه به طوری که قلبم از تپش وایمیسته وقتی اجو میکنی

اینقدر با نمک میشییییییییییییییییییی

سرتو می چسبونی به شونه راستت ، لپت میوفته بیرون ، دلم می خواد بغلت کنم محکمممممممممممم

 

- ادامه دارد......

 




:: ::  نويسنده : مامان

یکی یدونه مامان

بزرگتر شدی و توانمندتر به لطف خدا

و رابطه ما هم قویتر

و چون عملا نمیذاری من با لپ تاپ کار کنم نمی تونم خاطرات بیشتری برات ثبت کنم

کارایی که یاد گرفتی عبارتند از :




ادامه مطلب ...


:: ::  نويسنده : مامان

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران