خاطرات پسری




تازه خوابیده بودی که من سرفه کردم با اینکه خواب بودی ولی قش قش خندیدی

اول فکر کردم اشتباه شنیدم

دوباره سرفه کردم و دوباره قش قش خندیدی

تو می خندیدی منم پشت خنده ات می خندیدیم

بابا رو بیدار کردم که ببینه چکار می کنی دوباره سرفه کردم و دوباره خندیدی

گفتم بدو برو دروبین رو بیار ازش فیلم بگیریم

تا بابا بلند بشه با چشمای نیمه باز بره دوربین بیاره خوابت عمیق شد و هر چی سرفه کردم

عکس العمل نشون ندادی

اولین ارتباطت با سرفه بود

اول من سرفه می کردم و شما می خندیدی

بعدن تو 5 ماهگی الکی سرفه می کردی تا من بخندم و وقتی می خندیدم خوشحال میشدی از کار بزرگی که

انجام دادی قربونت برم من مامانی

 




شنبه 27 خرداد 1391
:: 14:59 ::  نويسنده : مامان

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران