خاطرات پسری




 

پرییشب تو بغلم نشونده بودمت رو به خودم  

داشتیم تلویزیون میدیم

یهو بابا گفت ببین  داره چکار می کنه نگات کردم دیدم

انگشته اشاره ات رو می کشی رو دسته من ، بعد می کشی رو لبای کوچولوت

حدودا ده باری این کارو پشت سره هم انجام دادی خیلی جالب بود کارت

یعنی داشتی قاشق به دهان بردن ما رو تقلید می کردی ؟؟؟ ! ! !

دیشبم که رفته بودیم ولیمه یکی از فامیلای بابایی:

تو کالسکه ات نشونده بودمت و داشتم نگات می کردم

دستمال کاغذی رو برداشتی مچاله کردی و گرفتی رو دماغت  !

یعنی تقلید کردن و یادگیری رفتارها رو شروع کردی یا تصادفا این کارا رو کردی ؟؟ !

 




چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
:: 15:15 ::  نويسنده : مامان

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران