|
درباره وبلاگ به وبلاگ پسرم خوش آمدید موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها خاطرات پسری یکی یدونه مامان امروز 20 روز شد که اومدی تو دنیا از وقتی اومدی روزا دیر می گذرن و من خوشحالم از این بابت چون دوست ندارم زود بگذره و بزرگ شی و من لذت نبرده باشم قربون خنده های قشنگت برم من وقتی جات خشکه و شیرتم خوردی یه لبخند گنده تحویل مامان میدی و دلش و شاد می کنی تمامه خستگیم از تنم در میره امیدوارم همیشه لبت خندون باشه طاقته گریه ات رو ندارم پسرم طاقت ناراحتی و غصه ات رو ندارم از خدا می خوام همیشه نگه دارت باشه و از روح و فکر و قلب پاکت مواظبت کنه قول بده همیشه و همه جا خدا رو در نظر داشته باشی یادت نره اسمت چیه یزدان چقدر اسمت و صاحب اسمت رو دوست دارم عزیزم پسره کوچولوی من از خدا می خوام خوب بزرگ بشی عاقل و متین و با هوش و با طراوت باشی ایشاله من باشم و ببینم این روزا رو پنجشنبه 07 اردیبهشت 1391 :: 18:36 :: نويسنده : مامان
|