خاطرات پسری




بهترین لحظه زندگی من زمانی بود که برای اولین بار تو رو بوسیدم

تو اطاق عمل ، وقتی به دنیا اومدی و صدای قشنگ و قویت تو اطاق پیچید و چند دقیقه بعد آوردنت نزدیک

صورتم و من روی ماهتو دیدم و بوسیدم ، صورتت گرم و خیس بود  ، چقدر دلچسب و بی نظیر بود اون لحظه

این خاطره هرگز طراوت و تازگی و دلنشینیش رو برای من از دست نمیده .

بودنت و داشتنت ، بزرگترین موهبت خداوند در حق منه

تو عزیزترین و ارزشمندترین دارایی من هستی

هزاران هزار بار سپاسگذار خداوند مهربان و منان

بعضی وقت ها خودم هم از شدت علاقه ایی که بهت دارم متحیر میشم

چون من کلا آدم احساساتی و شاعر مسلکی نیستم و این احساسات بشدت لطیف و شیرین

برای من غریب و بعید بنظر میرسه

عزیز دلم ، قلبم ، روحم ، مولود خیر و برکت دوستت دارم ، در واقع عاشقتم

امیدوارم یه عاشق واقعی و عاقل باشم .

پسرم ، یزدانم ، پاره تنم ، خوب باش ، سلامت باش ، قوی باش ، با خدا باش ، و فرزند خلف ما باش

من و بابا تو رو خیلی دوست داریم .

وقتی تو رو نداشتم چطوری روزام می گذشت ؟

 




شنبه 27 آبان 1391
:: 02:22 ::  نويسنده : مامان

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران