خاطرات پسری




یا حی

از همون روزای بدو تولدت وقتی همه چیز روبراه بود برات لبخند میزدی برام

برام جالب بود که اگه انقباضات غیر ارادیه چرا وقتی سیر میشی و

 پوشکت رو عوض می کنم لبخند غیرارادی میزنی ؟؟!!!!!

قضیه رو جناییش کردم

اولین لبخنده ارادیت تو 41 روزگیت بود

با مامانی و خاله ها و زن دایی دورت جمع شده بودیم و قربون صدقت می رفتیم گلم

بعد مامانی دستای کوچولوت رو گرفت و برات شعر

 دس دسی باباش میاد صدای کفش پات میاد رو خوند برات

و برای اولین بار آگاهانه برای مامانی خندیدی اینم عکس اون لحظه اته عزیزم

یکمی هم فیلم گرفتم ولی از بد شانسی رم موبایلم پر شد و

 دوربین خاله هم شارژ نداشت

اما همین یکم هم برام عزیزه

چقدر خوبه که می تونیم این لحظات رو برات ثبت کنیم و بیشتر برای خودمون

دلم برای این روزات تنگ میشه

الان تو بغلم خوابی پسرم و من نفس کشیدنت رو احساس می کنم

ایشاله همیشه لبت به لبخند باشه

لبخند آگاهانه و سفید عزیزم

 




جمعه 08 اردیبهشت 1391
:: 00:55 ::  نويسنده : مامان

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران