درباره وبلاگ به وبلاگ پسرم خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان خاطرات پسری روز تعطیلی بابا گفت هوا خیلی گرم شده یه آب دوغ خیار بخوریم منم رفتم دوغ رو ریختم تو کاسه و یخ انداختم و نعنا و نمک هم زدم و خیار رو هم شستم و با کاسه دوغ آوردم رو تخت سنتی که هم تی وی ببینم هم باقی کار ادامه بدم که متوجه شدم چاقو رو نیاوردم چند ثانیه از کاسه دوغ دور شدم تا چاقو بیارم .از آشپزخونه که اومدم دیدم بالای سر کاسه ایستادی و با انگشتت بهش اشاره کردی و گفتی " ماما ، نچ نچ نچ " ( هر وقت چیزی می ریزی و یا وسیله و فرش رو کثیف می کنی خودت نچ نچ میگی که یعنی چه کار بدی کردی یا چقدر کثیفه ) خندم گرفت که چرا نوچ نوچ می کنی وقتی رسیدم بالا سر کاسه ، خندم خشکید دوربین نازنینیم عینه کشتی تایتانیک در حال غرق شدن بود و فقط نصفش بیرون بود
نظرات شما عزیزان: hodeys
![]() ساعت22:57---20 آبان 1392
افتتاح کردی رفتی هاااا
خانووووم :دی hodeys
![]() ساعت22:54---30 مهر 1392
کجایین خانووووم؟
بیاین اونورااا ![]() مریم مامان پندار
![]() ساعت18:57---12 مهر 1392
سلام عزیزم
ای وای پسزک چه کاری کرده دیگه هر وقت آبدوغ خیار ببینی یاد دوربین می افتی ببوسش من نت ندارم وگرنه زودتر سر میزدم ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() چهار شنبه 16 مرداد 1392برچسب:, :: 15:44 :: نويسنده : مامان
![]() ![]() |